|
سلام دوستان خوبم ... حال و احوالات خوبه؟ ... واقعا شرمنده ... اولين پيغام از طرف بهاره و لادن بود ..... سام عليك مرمر خانوم كجايي دختر؟نگران شديم ... چرا تلفن ها رو جواب نميدين؟سروش كجاست؟(بيشترش سوال بود !!! ) دوستت داريم .. بوس .. باي .... دومين پيغام از طرف خانواده بود .... داداش كوچيكه: سلام خواهرجونم ... دلم خيلي واست تنگ شده ... هفته ديگه جشن آخره سال دارم تو مهده كودك ... تو نيستي كه با من تمرين كني ... به من نقش بقال رو دادن ... داداشي هم درس داره كمكم نميكنه ... تو زنگ بزن دعواش كن كه با من تمرين كنه ... مامان:سلام قربونت برم ... مامان جان انقدر رو خودت فشار نيار امسال نشد ساله ديگه برو دانشگاه ... از صبح خونه نيستي ... الهي بميرم حتما هلاكي ... پول برات فرستادم،اصلا غصه نخوري ها ...(گريه) يك كمي بيشتر به خودت برس ... مرگ مامان كمترخودت رو خسته كن .... دوستت دارم ... خدانگهدار ... بابا: (بافاصله نيم ساعت بعده پيغام مامان)سلام مريم جان ... حتما مامان گفته واست پول فرستاديم ... توكه هيچي نميگي ... هروقت پول لازم داشتي بگو واست ميفرستيم ... مواظب خودت باش ... خدانگهدار ... پيغام ها رو كه چك كردم ... از پاي تلفن بلند شدم كه يهويي زنگ خورد ... هنوز پيغام گير فعال بود ... حوصله جواب دادن نداشتم ... سلام در حال حاضر قادر به پاسخگويي نيستم لطفا بعد از شنيدن صداي بوق پيغام خود را بگذاريد ... باتشكر ... سلام ... مريم؟ خونه اي گوشي رو بردار ... زنگ زدم شركت سروش گفت رفته خونه ... اين دفعه هشتم ازصبح زنگ ميزنم ... تورو خدا جواب بده ... الوووووووووووووو مريم ... تمام بدنم شروع كرد لرزيدن ... خدايا شماره من رو از كجا آورده مطمئنم مامان و بابا ندادن ... فاميل هم كه همه ندارن ... يعني چي؟ مريم جواب بده ...... حرف دارم باهات ... خواهش ميكنم ...! يعني چي؟ هاج و واج مونده بودم ... قدرت نداشتم گوشي روبردارم ... دلم سوخت براش و جواب دادم ... - بله ... بفرماييد - مريم يك دقيقه به حرف هاي من گوش بده ... - بفرماييد گوش ميكنم ... - چه جوري بهت بگم ... شايد مناسب نباشه تو اين شرايط حرفي بزنم ... ولي خوب ... - يك كمي زودتر كار دارم ... - مريم من چه طوري فراموشت كنم ... تو رو خدابگو ... ميفهمم ... الان خوب دركت ميكنم دوست نداشتن يعني چي؟دركت ميكنم زور و اجبار يعني چي؟!! ... مريم باخودم گفتم اگرازدواج كنم شايد بتونم فراموشت كنم ... ولي برعكس شد ... كاش يك كمي دوستش داشتم ... ريسك بزرگي بود ... من هنوزم دوستت دارم من تا ابد دوستت دارم ... امشب اگر بهت زنگ نميزدم دلم ميتركيد ... هزار بار بيشتر شماره رو گرفتم ولي قدرت حرف زدن نداشتم ... دلم خيلي برات تنگ شده ... فشار روي من زياده ... (درست متوجه شديد سعيد بود ... همون حاج آقاي حاج خانوم ... چي بايد ميگفتم بهش ... انگاري لال شده بودم ... پشت گوشي شروع كرد گريه كردن و لعنت ونفرين به خودش فرستادن كه اگر پافشاري نميكرد الان من تواين وضعيت نبودم ... منم دوست ندارم پاروي حق بزارم ... اول قصد نداشتم چيزي بگم اما .... - سعيد جان تومگه چكاركردي كه حلالت كنم ... تصميم خودم بود ... دليل اصلي هم كه خودت ميدوني چي بوده ... پس الكي خودت رو ناراحت نكن ... ممنون به خاطره محبتت ... امري نيست؟ - من كه گفته بودم رو اون مسئله مشكلي ندارم و........ - گذشته ها گذشته ... حالا هم برو زندگيت رو بكن ... نامزده خوبي هم داري ... خواهش ميكنم ديگه به من زنگ نزن ... خدانگهدار ... دلم لرزيد ... گريه ام بلند شد ... باتمام وجودم فرياد كشيدم خداااااااااااااااااااا ... چراعشق رو آفريدي ... اون عاشق من فارغ ... اون مجنونِ بي ليلي ... من ليلي بي مجنون ... خدايا چه حكمتي بوده و هست ... تحمل ندارم ... ديگه به اينجام رسيده .. تازه چند روزي بود كه راحت ميخوابيدم و فكري جزدرس وكار وآينده و هدف هاي كاريم نداشتم ... پس چي شد؟ انگاري آرامش به من نيومده ... باخودم گفتم بزار بيام نت به دوستام سري بزنم ... بااينكه خيلي خسته ام ولي انگار ده ساله خوابيدم ... روح ِ خسته اي دارم ... خيلي خسته ... جوجوي گلم درسته دير رسيدم ولي به قول معروف ماهي رو هروقت از آب بگيري تازه است ... تولدت مبارك ... بوس ... دوستت دارم ... سحر جيگر سيخ سيخي ... مگه ميشه شماها رو فراموش كنم ... مخصوصا تو رو ... قربونت برم شماها خيلي به من محبت كردين و هيچ وقت تنهام نزاشتين ... دوستت دارم ... بوس ... شهرام پيام تمام پست هايي كه تواين مدت نبودم رو خوندم ... يك چيزي رو متوجه نشدم اينكه بالاخره تو بهارك رو دوست داري يانه؟؟؟؟؟ در ضمن شما سروره ماهستيد ... به خدا وقت ندارم كسي رو خبركنم ... شرمنده ..... داداش آرياناي گلم درده دلت رو خوندم ... سره فرصت ميام پيشت .... دوستت دارم .. بوس ... شيده دلم بيشتر گرفت ... الهي قربونت بشم امام رضا كي ميشه دوباره بيام نوكريت رو بكنم ...؟شيده ميخواستي به امام رضا بگي خادمه پشت ِ پنجره فولادت چقدر غريب يك گوشه نشسته و آروز داره دوباره بياد نوكريت ... اي خدااااااااااااااااا دارم دق ميكنم ... دارم از بغض خفه ميشم ....... واما آريا ... 25 ساله از خوزستان ......... دوست دارم جواب تمام اون نظراتت رو همين جا بهت بدم .... تا ثبت بشه ... هفت تير سالگرده آشنايي من با تو هست ... يعني يك ساله تمام ... ببين آريا تو احاديث ماگفته انسان بايد ازحق خودش دفاع كنه ... اگرمن جواب نظرات قبلي تو رو دادم چون بايد ازحق خودم دفاع ميكردم ... قصدم مثل تو توهين يا بي احترامي نبود ... بعداز اونم خيلي به من و بهاره ناسزا گفتي ومن نديده گرفتم و جوابي ننوشتم ... ولي اونقدر شعور ومعرفت دارم كه خوبي هات رو فراموش نميكنم ... خودت خوب من رو ميشناسي كه چقدر صبورم و جقدرتو زندگيم گذشت دارم ... توخيلي از زندگيت به من گفتي كه شايد نزديك ترين دوستت بهت نميدونه ومن همه اونارو نگه داشتم چون رازي بود بين من و تو ... خوب يكدفعه و سره جرياناتي رابطه من و تو خراب شد كه بيشترش سوءتفاهم بود ... من هيچ وقت خوبي هاي تورو فراموش نميكنم ... اون كمك هايي كه دراوج گرفتاري براي من كردي ... خيلي وقتها منواز نگراني هاي بيخودي نجات دادي وآرومم كردي و منم متقابلا براي تو اين كارها رو كردم ... حالا هم ميخوام اينجا بنويسم تا خيالت راحت بشه ... من توهين هايي كه به خودم كردي رو ناديده ميگرم و ميزارم جاي اون همه خوبي ... ولي به خاطره توهين هايي كه بهاره كردي هيچوقت نمي بخشت ... چون بهار يتيمه ... كسي رو نداره ... دله يتيم شكستن آسون نيست ... بهاره ام به احترام جده بزرگوارت حرفي بهت نزده وگرنه همون طور جواب ميگرفتي ... به هرحال ....... حرف آخر ........ تو هنوزم براي من همون داداش آريا هستي ...... وخواهش ميكنم ديگه توهيني تو نظرات نزار ....... مواظب خودت باش ..... پي نوشت 1 : ازتمام كساني كه به من سر زدن و واسم نظر گذاشتند خيلي ممنونم ....... دوستتون دارم .. تا بعد .. باباي ...
|
About![]()
من مریم هستم .... اینجا رو برای نوشتن خاطراتم انتخاب کردم ... خاطرات خوب وبد زندگی. ... حرفهای دلم برای کسی که دوستش دارم ... Archivesتیر 1388بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Links
آريا پسر جنجالي ... عشق ... نشاط
سیندرلا .. پگاه جون |