|
سلام به همه .......... خوب حاج خانم از من خواستن كه اين چهار پستي كه نوشتم رو حذف كنم و به جاش يه مختصر كوتاه و مفيد از حالش بنويسم ...ما هم گفتيم چشم .............چشم ............... خوب از اول بگم كه مريم به خاطر وجود تومور مغزي توي سرش مجبور به عمل جراحي شد و عمل جراحي وي هم در شهر مشهد صورت گرفت . خدا رو شكر كار اصلي به خوبي تما م شد يعني عمل موفقيت آميز بوده .. اما عوارض بعد از عمل كه بعد از هر عملي كاملا طبيعيه ..مريم رو اذيت مي كنه و كمي حالش رو گرفته .... چجوري بگم بهتون ..يه جورايي الان چشماش ديد نداره يعني نمي تونه چيزي رو ببينه ..ولي انشالله با كمك اقا اما رضا و دعاي هاي خاصانه شما باز هم مريم برامون اپ مي كنه و از خاطرات روزهاي روشنش ميگه ان شالله.... والسلام .... محتاج دعا ... نظرات ثبت شده رو به خاطر حذف پست ها توي همين پست ميذارم ..خدا نگهدار .... ****************************************
خلق مي داند که در بهداري قُرب حسين. دردها را بيشتر عبّاس درمان مي کند ... وب سایت پست الکترونیک
جمعه 28 دی1386 ساعت: 9:44 همون طور كه قبلا هم گفتم اميدوارم مريم عزيز سلامتي كاملشو بدست بياره
![]() آريا جان من مطمئنم دوستان حتما اطلاع ندارن وگرنه هيچ كدوم كم لطف نيستن ![]() چون اين مورد براي من پيش اومد و مشخص شد همه ي دوستان بامرام و با معرفتن ![]() اميدوارم مريم جان به حق اين شبهاي عزيز و همچنين دعاي خيري كه پشت سرش و بدرقه ي راهش هست * بتونه هر چه زودتر پيشمون برگرده و بازم مثل قبل همه با هم فعاليت كنيم ... ![]() ![]() ![]() مريم جان هميشه برات دعا ميكنم ... ![]() ![]() ![]() اميدوارم عمل هيچ گونه عوارضي هم در پي نداشته باشه.... به اميد خدا ............... ![]() ![]() ![]() آريا جان خبري شد حتما بنويس ............. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بدون حاج خانوم مگه ميشه ................................................................
جمعه 28 دی1386 ساعت: 10:31 مريم عزيز ... همه توي اين ايام برات دعا ميكنيم .......................
![]() ![]() ![]() مطمئن باش هيچ اتفاقي نمي افته ........................................ ![]() ![]() ![]()
جمعه 28 دی1386 ساعت: 10:39 من براي اولين بار توي زندگيم نذر كردم ..............
![]() ![]() نذر دعاي توسل ... 1000 تا ... ![]() ![]() برات نذر كردم كه وقتي خوب بشي بخونم ![]() 200 تاشو خوندم ... باقيشم گرويي نگه داشتم ... ![]() ![]() ![]() تا سلامتي كاملت باقيشم ميخونم ... همون طور كه توي سرم چيزي نيست * توي دلم هم چيزي نيست ![]() هميشه برات دعا ميكنم ... تا خوب بشي و دوباره برگردي ............................... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بر خلاف گفته ي آريا * من مطمئنم همه به يادتن ... ولي احتمالا مشكل دارن .... حالا ميبيني ...اگه اينطور نبود ...................................................... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ==============================================
جمعه 28 دی1386 ساعت: 10:43 يكي به من بگه اون هادي كه بعد آريا نظر داده * از كدوم مطالب استفاده كرده ...اقلا مطالبو بخون تا ضايع نشي ................
![]() ![]() ![]() به اميد بهبود و بازگشت حاج خانوم به همراه حاج آقاش .......... ![]() ![]() ![]()
نویسنده: اميد
جمعه 28 دی1386 ساعت: 10:44 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() هميشه دعا گوييم و محتاج به دعا ......................................... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() .......................................................................................................
نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
جمعه 28 دی1386 ساعت: 11:3 سلام حاج خانومی گلم
![]() خدا نکنه عزیزم. چی شده. من الان دیدم آریا گفته. خیلی وقته نیومده بودم وبلاگت![]() عمل چی . تو که خوب بودی. چی شد یهویی. ![]()
جمعه 28 دی1386 ساعت: 11:4 برات دعا میکنم حرم میرم برات دعا میکنم که زو زود خوب شی
بشی حاج خانومی شاد و شنگول خودمون![]()
جمعه 28 دی1386 ساعت: 11:59 هنوز خبر جدید ی به دستم نرسیده ...اگه برسه چشم حتما خبرتون می کنم
![]()
جمعه 28 دی1386 ساعت: 12:58 اریا خیلی بچه بدی هستی .....
اگه مریم بیاد اینا رو بخونه فکر می کنه ما مخصوصا نیومدیم ![]()
نویسنده: شادی(لونا)
جمعه 28 دی1386 ساعت: 13:0 سلام
بخدا من چند وقتی هست که به وبلاگا سر نمیزنم مگه اینکه برام کامنت گذاشته باشن بخوام جواب بدم ![]() کلا بلاگفا رو باز نمی کنم از همه جا هم بیخبرم اریا همین الان کامنتتو دیدم ![]() خیلی ناراحت شدم مریم گلم شرمنده دیر رسیدم عزیزم ![]() ![]() امیدوارم هر چه زودتر خوب شی و برگردی پیشمون حاج خانم خودم ![]() ![]()
نویسنده: ارام
جمعه 28 دی1386 ساعت: 15:28 سلام مريم جون
جي شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
جمعه 28 دی1386 ساعت: 18:6 مریم جون سلام...خوشحالم به هوش اومدی خانمی گلم...امیدوارم هر چه زودتر خوب خوب بشی..
جمعه 28 دی1386 ساعت: 20:2 به آریا هم یک تشکر خاصه و عرض ارادت بدهکاریم همه
بخاطر این لطف و زحمتی که کشیدند و مارو خبر کردند.
جمعه 28 دی1386 ساعت: 20:16 اینجا رو خیلی اتفاقی پیدا کردم
خیلی خیلی متاسف شدم و ناراحت ایشالا که هر چی زودتر خبر بهبودی کاملشونو بخونیم اگه کمکی از دست بر میاد بهم بگین منم مشهدم ایشالا به حرمت همین شبا شفای کامللشونو از امام حسین بگیرن ![]()
شنبه 29 دی1386 ساعت: 10:36 دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم؟
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم؟ فردا که کسی را به کسی کاری نیست! دامان حسین اگر نگیرم چه کنم؟ ![]() ![]() ![]()
شنبه 29 دی1386 ساعت: 10:40 آریا تو که دوست خوب میدونی خودتو نباید اینجوری مینوشتی
اینطور که تو نوشتی وقتی مریم بخونه هم فکر میکنه ما از قصد نیومدیم هم کلی ناراحت میشه تو باید یه جوری توجیه میکری نیومدن ما رو نه اینکه هم نمک به زخم ما بپاشی چون خودمونم از دیر اومدنمون ناراحتیم هم به مریم![]() تو یه ذره خودن بزار جای من منم درگیر بودم هفت بابابزرگم خونه خودمون روضه بود بعدش شب جمعه سر مزار خب کف دستمو بو نکرده بودم که مریم رو تخت بیمارستانه ![]() ![]() آریا از دستت عصبا نی ام ممنون امید جان حداقل تو درک میکنی دلایلوآریا زا روی احساساتت بد نوشتی در مورد ما ![]()
شنبه 29 دی1386 ساعت: 10:42 امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
شنبه 29 دی1386 ساعت: 11:50 راستی ذکر الله صمد
که به معنی خدا بی نیاز استه خیلی تاثیر داره براش ذکر بگیم ![]()
نویسنده: شیده
شنبه 29 دی1386 ساعت: 11:50 آریا منتظرم بیای بگی خوبه خوب شده هااااااااا
....آریا پسر جنجالی بلاگفا ....
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:4
خدایا ازت ممنونیم که ما ر و نا امید نکردی و نمی کنی
![]() نویسنده: سعید
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:14 امروز روز عاشوراست والتماس دعا دارم .
بازم التماس دعا دارم. ![]() ![]() ![]() ![]() نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:31 وظیفه نامزدشه که بالاسرش باشه و مراقبش
![]() نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:32 میدونم آریا جو گیر شدی و اون چند خط و دری وری نوشتی
ولی باید از من یکی ویژه معذرت خواهی کنی . فهمیدی یا نه؟!؟!؟!؟![]() نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:33 دل بچه سید رو شکوندن که الکی نیس آریا
![]() نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:33 مرمی منتظر اپتیم عزیزممممممممممممممممم
![]() ![]() نویسنده: •*´¨`*•.¸¸.•*´سحر•*´¨`*•.¸¸.•*´
شنبه 29 دی1386 ساعت: 13:34 ![]() به خاطر حذف شدن دو تا از پست ها نظرات صادق عزیز اشتبا ها حذف شدن یعنی حواسم نبود ببخشید صادق جان .........معذرت ....
************************************************************************
هلن كلر مي گويد:'' هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم
بازنده ها در هرجوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند . سعي كنيد مثل برنده ها فكر كنيد.
--------------------------------------------------------------------------- مردي که کوه را از ميان برداشت کسي بود که شروع به برداشتن سنگ ريزه ها کرد ---------------------------------------------------------------- زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي ------------------------------------------------------------------------ بخشش آن نيست که چيزي به من بدهي که من از تو بيشتر به آن نياز دارم، بلکه آن است که چيزي را به من ببخشي که خودت بيشتر از من به آن احتياج داري. ---------------------------------------------------------------------------- کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي
خبر هاي خوب ............ سلام به همه..باز هم با خبر هاي جديدي از حال مريم عزيز آبجي مهربونمون در خدمتتون هستم ..ديشب خبر دار شدم كه مريم حالش خيلي خوبه و قادر به حرف زدن هستش و از اين بايت مشكلي نداره و روحيه اي بسيار خوبي داره و سلامتي كامل خودش رو به دست آورده اما يكسري عوارض طبيعي بعد از هر عملي هم مريم عزيز رو كمي اذيت مي كنه كه بايد تا بهبودي كامل در بيمارستان باشه و تحت نظر دكتر تا اينمشكل كوچيك هم حل بشه ...باز هم محتاج دعا ... نامزد پرمحبتش از دختر داييي مريم هم ممنونم كه ما دوستان اينتر نتي رو از حال مريم بي خبر نذاشته و رك و راست همه چيز رو گفته تا من به اطلاع شما برسونم .وقتي به مريم خبر رسيد كن مناوضاع او احوالش رو مفصل و دقيق نوشتم از دست من ناراحت شد و گله كرده كه نبايد بچه ها رو نگران مي كردم و به گفتن چند جمله بسندهمي كردم .اما من نتونستم و نمي تونم ..... آبجي مريم همه ما منتظر اولين اپت بعد ازعمل هستيم حتي اگر اين انتظار حقيقت امر اينه كه عوارض بعد از عمل مريم رو اذيت مي كنه و من باز هم از دوستاني كه هميشههمراه بودن باز هم همراهي كنن و با گفتن يك جمله اي (( خدايا ابجي مريم ما رو شفا بده )) سر نماز اين عزيزمون رو از دعاي خودشون بي نصيب نذارن
سلام دوست جونيا خيلي خوشحالم چون اومدم ايران ... قرار نبود بيام ولي حاج آقا وقتي ديد انقدر دلتنگم برام بليط گرفت خوب حالا بريم سراغ قسمت دوم بوسه يادتون كه هست گفتم بي جنبه بازي بكنين نميزارم چون ديدم بچه هاي خوبي شديد براتون ميزارم البته نظره خصوصي زياد داشتم فكر كنم فقط 20 تا خصوصي بود اونم بي نام ... ترسوها ... پيشنهاد ميكنم حتما بخونيد.... سایر مزایا اينم از اين.... چه علم پيشرفت كرده و ما بي خبريم
سلام عنوان مطلب رو داشتيد الان چه احساسي دارين !!!!!!! حاج خانوم مامان ... حاج آقا بابا .... اين پست طولاني ترين پست من در تمام مدتي كه وبلاگ نويسي ميكنم . اول ميريم سراغ خاطره به سلامتي من و حاج آقا داريم مامان و بابا ميشيم .... هاهاها ... نيشتو ببند... بالاخره دوستاي گلم زندگي بدون بچه حال نميده خوب منو حاج آقا بچه مي خواستيم ديگه ..... خدا مرگم يك وقت جدي نگيريد بابا به خدا ما هنوز نامزديم ... تازه مراسم عقد و عروسي نگرفتيم بچه كجا بود .... اااااااااااا زشته! زشته! يك وقت فكرهاي بدبد نكنيد همين طوري دو خط بالارو از خودم ول كردم ... حالا بريم سراغ اون مطلب باحالي كه بهتون گفتم اين موضوع كه اسمش بوسه هست براي من ايميل زدن خيلي تعجب آور بود يعني يك اطلاع رساني عالي از يگ گروه فعال . اول قصد نداشتم بزارم ولي به نظرم خيلي جالب اومد فقط خواهش ميكنم بي جنبه ها نخونن چون حوصله نظرات خصوصي و ... ندارم خيلي طولانيه به خاطر همين دو قسمتش كردم قسمت بعد آپ بعدي ..... بازم تكرار ميكنم بي جنبه ها نخونن لطفا .... بچه هاي عزيز فكر نكنيد يك وقت حاج خانوم پرووووووووووووو شده ها... نه... با دقت بخونيد واقعا اطلاعات عمومي ميره بالا ...توصيه ميكنم بخونيد ... باز هم توصيه ميكنم بي جنبه بازي در نياريد تا قسمت دومش كه با حال تره براتون بزارم آفرين.... بچه هاي خوبي باشيد ....بوووووووووووووووووووس .... بوسه اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است. محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی از بین بردن استرس کاهش وزن تاخیر در فرایند پیری ایجاد و افزایش تناسب اندام تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند افزایش اعتماد به نفس دوستاي عزيزم اين تيتر ها هر كدوم توضيحات داره كه آپ بعدي ميزارم ...... البته اگر بي جنبه بازي در آورده باشيد نميزارم ... گفته باشم .... الان حاج خانوم ته.. ته.. ته.. خجالت .... به سر ميبرد
سلام بازم حاج خانوم اومد حالتون خوبه در سلامتي كامل به سر ميبريد هوووووووووووووو .... خوب چي بگم چشماتون فقط دنبال خاطره ميگرده يادش بخير اين موقع هميشه با بر و بچ ميرفتيم ددر دودور برف بازي.. كي ميزنه.. كي ميخوره.. اهم ... اوهوم .... ديروز كلي پرونده زير بغلم بود حال و حوصله هم نداشتم اون همه كاغذو بزارم زمين كه دكمه آسانسورو بزنم .... جالب اينجا بود حاله اينكه از پله هاهم برم پايين ( انگار با اين حرفش فحشم داده ... اگر ميگفتم بياد كمك ... مخمو اين بار تخريب ميكرد .. آپ بعدي منتظره خبراي جديد باشيد ... با يك مطلب با حال ....
سلام دوست جونيا من يك مدتي سرم شلوغه ولي به خاطر زهرا گلي و سحر و بقيه برو بچ كه خواستن تند تند آپ كنم باشه قبول بنده تسليم حالا براتون جمعه شب و تعريف ميكنم اعتراف ميكنم كه اين جمعه عالي بود بسمعه تعالي اينجانب نويد .... به عرض شما ميرسانم شوهره جنابعالي يك آدم ..... يك آدم .....فوق العاده پاستوريزه .. پ . ن قابل توجه دوستان چند روزه پيش يكي نظر خصوصي داده بود كه زندگي تو و حاجي همش كل كله درسته من و حاج آقا جفتمون آدماي شوخي هستيم و اين نوع زندگي رو بيشتر دوست داريم تا زندگي كه جديت داشته باشه البته در موارد خاص جدي هم ميشيم .
سلام از امروز بهتون نميگم بزارين ديروز و براتون تعريف كنم صبح كه بلند شدم طبق معمول حاج آقاي بيچاره خودش صبحانشو خورده بود با خودم گفتم آخي .. بيچاره مثلا زن داره اما چه زني .... همسايه : مثل اينكه خواب بودين حاج خانم ؟ حاج خانم : تازه بيدار شدم خوب ديگه حاج خانم بره كه كلي كار داره پ . ن - يك حقيقت هيج جاخونه بابا نميشه مخصوصا واسه دختر پ . ن ۲ -- خوب یک جواب برای یک سوال یک نفر تو قسمت نظرات به نام یکی نظر دادن که مگه شوهر شما شیخه که بهش میگین حاج آقا ؟ حالا سوال دوم شما به خاطر پ .ن اولی بود که گفته بودم هیج جا خونه بابا نمیشه و شما گفته بودید چرا ؟
سلام اينم همون وبلاگي كه قولشو داده بودم همتونم تو قسمت پیوندها هستید تا جايي كه بتونم سعي ميكنم مطلبي در مورد عشق و غم وغصه و... نزارم خوب اگه اجازه بديد از زندگي تازه اي كه شروع كردم براتون بگم من و نامزدم جمعه 7 دي به عقد هم دراومديم هيچ احساسي نداشتم نه خوشحال بودم نه ناراحت براي من فرقي نداشت چون تقريبا دو ساعت بعدش بليط براي تهران داشتيم وقتي براي گرفتن جشن نداشتيم من اول قرار نبود با حاج آقا (نامزدم ) برم ولي پدرم گفت تنهاش نزاري بهتره خلاصه قراره تا آخره ماه محرم اينجا باشيم بعد هم بريم ايران واسه جشن عروسي وقتي از فرودگاه اومديم بيرون يك استرس خاصي داشتم نميدونم خجالت بود يا ترس يا ... از فرودگاه تا خونه كوچكترين حرفي با حاج آقا نزدم وقتي درو باز كرد جلوم خم شد و گفت :بفرمايين حاج خانوم اينم اون خونه اي كه ميگفتم بر خلاف تصور من چقدر تميز بود يك خونه كاملا فانتزي من عاشق اين جور خونه هام از اين حرفش جا خوردم فهميدم خيلي ناراحت شده ...آخي ... گفتم بخشيد فقط يك شوخي بود دكورتم قشنگه مخصوصا عروسكا ناهاركه خورديم از شدت خستگي جفتمون روي كاناپه خوابمون از حاج آقا خواستم خودش شام درست كنه چون من حوصلشو نداشتم
|
About![]()
من مریم هستم .... اینجا رو برای نوشتن خاطراتم انتخاب کردم ... خاطرات خوب وبد زندگی. ... حرفهای دلم برای کسی که دوستش دارم ... Archivesتیر 1388بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Links
آريا پسر جنجالي ... عشق ... نشاط
سیندرلا .. پگاه جون | ||||||||||||||||||||||||||||